بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
112
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
آن محل طلا كردن جهت تشنگى طفلان نافع آيد و شبها دستوپاى او حنا بندند و در ميانهاى روز او را در دوغ گاوى سرد نشاندن و تن او را بدان شستن نيكو بود . و اگر در زمستان از شير بازگيرند بايد كه غذاهاى گرم كرده و لطيف و لذيذ و كمقاتق دهند و از چيزهاى خوردنى سرد كرده و آب سخت سرد حذر فرمايند و شير برنج غذاى نيكو بود ايشان را و همچنين هريسه و گوشت تقلى و نان ميده و اشباه اينها . و از فواكه در گرما هندوانه و نار ميخوش و خربزه و شفتالو و بهى و سيب و امرود مناسب آيد و در سرما انار شيرين و سيب شيرين و بهى شيرين و امرود شيرين نيكو بود . و هرگاه در طبع طفل نرمى دريابند ميوهها و غذاى قابض دهند . و كودكان را مراعات ضروريات ميان دستور اطفال و جوانان بايد كردن و در تهذيب اخلاق ايشان كوشيدن تا از آفات اعراض محفوظ مانند و با او تلطيف و ملايمت بايد كرد و رضاى او بدانچه لايق باشد و ممكن گردد جستن به تخصيص در آنچه او را مشغول دارد و او را به تفرج لعبها فرحان بايد داشت تا نيكو ببالد . و از دويدن او را منع نبايد كرد ، مگر وقتى كه افراط در عرق و تحليل شود و از جهيدن و زورگيرى و تعبها منع بايد نمود تا از آفات قصور عضو و يبس و حرارت محفوظ باشد . و انار جهت تقويت جگر و بهى و امرود شيرين جهت تقويت معده و سيب جهت تقويت دل و ترشى ريواس و دوغ و قراصيا و امثال آن جهت تسكين حرارت تعب هاى ايشان و خيار و بادرنگ و كدو و كاهو و امثال آن جهت ترطيب و تبريد مزاج ايشان فى الجمله گاهگاهى مناسب بود و چيزهاى گرم و خشك مطلقا مضر بود و خربزه و هندوانه و انجير جهت پاك داشتن گرده و مثانه ايشان ملايم بود . و تخم خيارين به اندك باديان و شكر كوفته گاهى بديشان خورانيدن جهت همين معنى به غايت نافع آيد . و بايد كه در علاج مرض اطفال و كودكان از هرچه بر طبع ايشان عنف و تكليف شود حذر واجب دانند على الخصوص تدابير قويه زيرا كه مزاج ايشان در غايت نزاكت است به واسطهء قرب به مبدأ و از ادنى ناملايمى مضرت بسيار مىيابند . و شيرخواره را ملاحظه حال مرضعه بيشتر كنند كه بسيارى از امراض ايشان به علاج مرضعه و رعايت شير فقط بر طرف مىشود و كلمه الطفل يعالج بعلاج مرضعه از مسلمات و مجربات اطباست و فى الجمله آنچه به تجربه پيوسته در علاج امراض ايشان بر اين نهج بود . ام الصبيان اين صرع خفيفى بود و تشنج كه اكثر طفلان و بعضى كودكان خرد را افتد و بيشتر مرطوبان ايشان را پديد آيد و اكثر از بخار صفرا افتد و از جوشانيدن بلغم اندر دماغ و بعضى آن را بعد تواتر ام الصبيان گويند و اكثر كسانى كه اين مرض در طفوليت داشته باشد و به شدت ، در بيشتر اوقات عمر از صرع ايمن باشند و گويند كسى را كه اين مرض در طفوليت نشده باشند در اوقات ديگر پيدا كنند و اگر در اوقات ديگر نشود در حين رحلت بدان رود . علاج بگيرند صعتر و جندبيدستر و زيره برابر و نيكو باهم سحق كنند و مقدار سه حبه از آن در آب يا شير مرضعه بخورانند و بايد كه مرضعه از ترشىها و